مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان با 12هكتار مساحت یكی از محوطه‌های تاریخی مهم كشور محسوب می‌گردد. در این منطقه نشانه‌ها و بقایای استقرار از هزاره اول ق.م تا قرن 11 هجری قمری ملاحظه می‌شود؛ اما اوج شكوه و آبادانی تخت سلیمان مربوط به دوره ساسانی می‌باشد كه ساختمان آتشكده آذرگشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترین معبد مورد احترام ایرانیان زرتشتی در زمان ساسانیان نقش بسیار تعیین كننده‌ای در حیات سیاسی- اجتماعی حكومت مذكور ایفا می‌نماید و آتش جاویدان آن به مدت هفت قرن نماد اقتدار آئین زرتشت محسوب می‌شده است.

آتشكده ساسانی آذرگشنسب كه محل آن از زمان حكومت ایلخانیان به بعد به تخت‌سلیمان موسوم می‌گردد وسیعترین تأسیسات مذهبی و اجتماعی دوره ساسانی است كه تاكنون شناسایی و از زیر خاك بیرون آورده شده است. بقایای آثار معماری این مجموعه متعلق به یكی از بزرگترین نمادهای مذهبی،‌ سیاسی و فرهنگی اواخر دوره ساسانی در قرن 6 میلادی به‌شمار می‌آید.

بعد از زوال حكومت ساسانی و پذیرش دین مبین اسلام توسط ایرانیان، این مجموعه عظیم كه در جنگهای ایران و روم در زمان خسرو پرویز در سال 624 میلادی به شدت آسیب دیده بود، دیگر رمق تجدیدحیات نیافت اما تا قرن 4 هـ .ق تعداد اندكی از معتقدان آئین باستانی ایران در این محل اسكان داشته و آتشكده نیز در مقیاس كوچكتری مورد استفاده بوده تا اینكه‌ در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید مجدداً از این مكان مدتی به عنوان پایتخت باستانی و تفرجگاه استفاده می‌شود. بعداً نیز محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركی كم اهمیت با مشاغل متنوع تا قرن 11 هجری قمری ادامه حیات می‌دهد.

در كتب مورخین و جغرافی نویسان قرون اولیه اسلامی و دوره‌های بعدی، از این مجموعه برخی اوقات تحت عناوین مختلف نام برده شده، به‌طوریکه قبل از اسلام در زبان پهلوی گنزك (Ganzak) یا گنجه، به گفته تئومانیس گنزکه و به قول فردوسی گنجک نامیده می‌شده، رومیان آن را کزنا یا گزكا (Gazka) و اعراب شیز (Shiz) می‌گفتند. در زمان ایلخانان بدان ستوریق یا سقورلیق گفته شده، اما كلمه تخت سلیمان از اسامی متأخر مجموعه است كه عامه مردم به‌ علت عدم اطلاع از عملكرد اصلی و زمان ساخت آن، با توجه به احادیث و روایت مذهبی در مورد اقتدار حضرت سلیمان (ع)، این امكان را بدان منسوب داشته و به همین جهت محل یادشده برای مردم منطقه مقدس بوده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از این محل می‌دانستند.

از اوایل قرن 19میلادی به بعد مستشرقین از تخت‌سلیمان بازدید می‌کنند به‌طوریکه سر روبرت كرپورتر (Sir Robert Ker Porter) كه كاشف این محل شناخته می‌شود، در اوت ‌١٨١٩ در راه بازگشت از غار كرفتو در حالی كه دره ساروق را سوار بر اسب بالا می‌رفت، به این دو مكان رسید و به توصیف آنها پرداخت. در سال ‌١٨٣١ كلنل دبلیو، مونتیت (W.Monteith) از دره مرتفع بازدید كرد و تشخیص داد كه هر دو تپه بلند و عجیب، ساختار زمین‌شناسی مشابهی دارند و از انباشت رسوبات آهكی چشمه‌های تشكیل دهنده دریاچه، ساخته شده‌اند؛ در سال ۱۸۳۸ نیز سر هنرى راولینسون (Sir Henry Rawlinson) پس از بازدید از محل، توصیف دقیقى از آنجا عرضه داشت. در سال 1937 عكسهاى هوایى دقیق و روشنى كه اریش شمیدت (Erich Friedrich Schmidt) از این محل تهیه كرد و در كتاب (پرواز بر فراز شهرهاى باستانى ایران 87- ۸9) منتشر ساخت نقش مهمی در شناخت بیشتر تخت سلیمان ایفا نمود. آندره گدار (André Godard) نیز در نوشته‌هاى خود این مجموعه مذهبى را مورد توجه و دقت قرار داده است؛ در نهایت از سال 1959 میلادی (1337 شمسی) مجموعه، توسط یک هیأت مشترک سوئدی- آلمانی- ایرانی به سرپرستی هانس هنینگ فون دراوستن (Hans Henning von der osten) باستان‌شناس سوئدی و ردولف ناومان (Rudolf Naumann) باستان‌شناس آلمانی به مدت 20 سال مورد كاوش علمی قرار گرفت.

بعد از انقلاب اسلامی، با تعطیلی عملیات پژوهشی، فقط حفاظتهای ضروری حسب مورد در محل به عمل می‌آمد تا اینكه به لحاظ اهمیت تاریخی- فرهنگی بقایای آثار مجموعه و خطراتی كه موجودیت آثار را تهدید می‌نمود، در سال 1372 شمسی این مكان به عنوان یكی از 10 پروژه بزرگ تاریخی- فرهنگی كشور انتخاب و توسط سازمان میراث فرهنگی عملیات و ساماندهی (حفظ و احیاء معرفی و پژوهش) بوسیله كارشناسان سازمان به‌طور جدی در آن آغاز گردید. سرانجام در سال 1380 موضوع ثبت جهانی محوطه تخت سلیمان مطرح و بعد از تهیه و ارسال مدارک مورد نیاز جهت تشکیل پرونده ثبتی و سه مرحله بازدید کارشناسان فنی یونسکو از مجموعه، در تیرماه 1382 (جولای 2003)، این یادمان تاریخی به عنوان اولین اثر بعد از انقلاب و چهارمین اثر باستانی کشور بعد از تخت جمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان، در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.